ای دبستانی‌ترین احساس من / بازگرد این مشق‌ها را خط بزن


درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ
 
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

 
کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود


با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید


تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم


پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
 

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود

 
مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی   با پا روی برگ
همکلاسی‌های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
 

همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم 



یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر


ای دبستانی‌ترین احساس من 
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن 

/ 10 نظر / 45 بازدید
سحر

وبلاگتون خیلی عالیه واقعا سعرای قشنگی توشه

فاطمه

پاک کن بیهوده است... صبح خورشید آمد دفتر مشق شبم را خط زد...

علی

بسیار عالی. من هم به خود کودکی و عمق صفات بی نظیرش زیاد فکر می‌کنم و خب دلتنگش هم هستم. نوشته‌ی شما به دلم نشست. به من هم سر بزنید.

الهام

سلام خیلی خیلی زیبا بود خیلی به دلم نشست دوس داشتین سر بزنین[گل]

che farghi mikone

yadame ye roozi be dabestani raftam ke durane ebtedaiem uonja bod khoshhal bodam azinke bargashtam be duran khat zadane takalif , ama hasrate didane dastaie ke uonaro khat mizadan be delam mond , kash yademon nare kia baramon zahmat keshidan

بوگير

وبلاگ جالبي دارين. شعراش به دل آم ميشينه!

نم نم

سلام.شعر قشنگی بود.به وبلاگمون سر بزنید.مریم

مصطفی

سلام همچنان با برگ گل رویت فضایی بیش نیست .... عالی یود

ويتامين

سلام متن قشنگي بود ياد همه ي روزهاي خوب مدرسه به خير